نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
فراقنامه ساوجي
به ناچار دورش ز
در
مانده ام
بدين حالت از هجر درمانده ام
تو را بوده کام دلي
در
کنار
نديده چنان کام دل روزگار
چه بودي اگر بال بودي مرا
که با مرغ بپريدمي
در
هوا
ملک با خيال رخش صحبتي
شب و روز مي داشت
در
خلوتي
همه کوه و هامون گياه و کيا
کيايي نهان
در
بن هر گياه
بياراستند آن سپه کوه و
در
به خشت و تبرزين و گيلي سپر
دو کوه گران
در
هم آويختند
دو دريا به يکدگر آميختند
فلک را دم کر و ناي از خروش
در
آن روز کر کرد چون صخره گوش
نهان گشت روي هوا
در
غبار
علم مي فشاند آستين بر غبار
رخ لعل فرسوده
در
زير نعل
ز خون آهنين نعل ها گشته لعل
چو
در
خود گردان تبر زرين نشست
گذشت از سر و تن تبرزين شکست
سپهدار ايران چو باد وزان
که خيزد به فصل خزان
در
رزان
سراسيمه
در
دشت و کهسار گشت
دو روزي و آخر گرفتار گشت
در
آندم که سلطان نيلي حصار
ظفر يافت بر لشکر زنگبار
ز يک سو سر دشمنان
در
کمند
ز يک سو دل دوستانش به بند
بيامد چنين تا به درگاه شاه
فرود آمد و رفت
در
بارگاه
بپرسيدش از رنج و راه دراز
که چون آمدي
در
نشيب و فراز؟
درافکند بحري به کشتي زر
که
در
وي نمي کرد کشتي گذر
ملک تشنه آن جام مي بستدش
چو کشتي که دريا کشد
در
خودش
در
گنج بگشاد و دينار داد
به لشکر زهر چيز بسيار داد
که من داده ام زندگاني به باد
چو گل مي روم
در
جواني به باد
به مي
در
ز لعلم حکايت کنيد
به مستي ز چشمم روايت کنيد
سرآسيمه
در
باغ آب روان
زند سنگ بر سينه دارد فغان
چو
در
گل نهيد اين تن پر ز ناز
ز خاکم قدم را مگيريد باز
دم صبح آهي برآورد سرد
پلاسي چو شب
در
بر روز کرد
صفحه قبل
1
...
2358
2359
2360
2361
2362
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن