167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • ره درمانش بجوئيد و بکوشيد در آنک
    سرو و خورشيد مرا سايه و فر بازدهيد
  • در حمايل سرو و چنگ چو سوديش نکرد
    چنگ شير و سروي آهوي نر بازدهيد
  • ديدني شد همه نوري به ظلم در شکنيد
    چاشني همه صافي به کدر بازدهيد
  • پيش، کان تنگ شکر در لحد تنگ نهند
    بوسه تلخ وداعي به شکر باز دهيد
  • پيش کان چشمه خور در چه ظلمات کنند
    نور هر چشم بدان چشمه خور باز دهيد
  • ز بر تخت بخوابيد سهي سرو مرا
    پيش نظارگيان پرده ز در باز دهيد
  • نز حجر گوهر رخشان به در آريد شما
    چون پسنديد که گوهر به حجر باز دهيد
  • چشم بيدار شرع شد در خواب
    راز با خوابگاه مي گويد
  • عمر يک هفته ملک شش روزه است
    در بهاي جهان نخواهد داد
  • ساقي غم که جام جام دهد
    عمر در نوش نوش مي بشود
  • طفل بد را که گريه تلخ است
    به که در خواب نوش مي بشود
  • دولت يک روزه در سوداي عشق
    بر همه ملک جهان خواهم گزيد
  • داستان شد عشق مجنون در جهان
    از جهان اين داستان خواهم گزيد
  • هر کجا زنبور خانه عاشقي است
    جاي چون شه در ميان خواهم گزيد
  • دوست با درد وفا خواهم گرفت
    تيغ در خورد ميان خواهم گزيد
  • در بن دژ چون کمين گاه بلاست
    از بصيرت ديدبان خواهم گزيد
  • بر در اين هفت ده قحط وفاست
    راه شهرستان جان خواهم گزيد
  • نيست در ده جز علف خانه بدان
    کز علف قوت روان خواهم گزيد
  • چون به بازار جوان مردان رسم
    در صف لالان دکان خواهم گزيد
  • يک سر موي از سگان در گهش
    بر هزبر سيستان خواهم گزيد
  • در دعاي حضرت تو هر سحر
    آفرين از قدسيان خواهم گزيد
  • رخت دل بر در هوس مبريد
    مهر شه بر زر دغل منهيد
  • وحل گمرهي است بر سر راه
    اي سران پاي در وحل منهيد
  • نقد هر فلسفي کم از فلسي است
    فلس در کيسه عمل منهيد
  • حرم کعبه کز هبل شد پاک
    باز هم در حرم هبل منهيد