167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • اختران از پي تسبيح همه زير آيند
    کآتش دل زده در قبه بالا بينند
  • غلطم خاک چه حاجت که چو اندر نگرند
    همه خاک است که در کاسه مينا بينند
  • علم خاص خليفه زده در لشکر حاج
    چتر شام است کز او ماه شب آرا بينند
  • خوشي عافيت از تلخي دارو يابند
    تابش معني در ظلمت اسما بينند
  • بد دلي در ره نيکي چه کني کاهل نياز
    نيک را هم نظر نيک مکافا بينند
  • آسمان کو ز کبودي به کبوتر ماند
    بر در کعبه معلق زن و دروا بينند
  • کعبه را بينند از حلقه در حلقه زلف
    نقطه خالش از آن صخره صما بينند
  • عشق بازان که به دست آرند آن حلقه زلف
    دست در سلسله مسجد اقصي بينند
  • خاک پاشان که بر آن سنگ سيه بوسه زنند
    نور در جوهر آن سنگ معبا بينند
  • گر به مکه فلک و نور مجزا ديدند
    در مدينه ملک و عرض معلا بينند
  • خاکيان جگر آتش زده از باد سموم
    آب خور خاک در حضرت والا بينند
  • سرمه ديده ز خاک در احمد سازند
    تا لقاي ملک العرش تعالي بينند
  • کي توان برد به خرما ز دل کس غصه
    کاستخوان غصه شده در دل خرما بينند
  • در حريم کعبه جان محرمان الياس وار
    علم خضر و چشمه ماهي بريان ديده اند
  • در سجود کعبه جان ساکنان سدره را
    همچو عقل عاشقان سرمست و حيران ديده اند
  • در طريق کعبه جان چرخ زرين کاسه را
    از پي دريوزه جاي کاسه گردان ديده اند
  • بختيان چون نوعروسان پاي کوبان در سماع
    اختران شب پلاس و چرخ کوهان ديده اند
  • در زناشوئي شده سنگ و قدمشان لاجرم
    سنگ را از خون بکري رنگ مرجان ديده اند
  • از گلاب ژاله و کافور صبحش در سموم
    خيش خانه کسري و سرداب خاقان ديده اند
  • چار صف هاي ملک در صفه هاي نه فلک
    بر زباله جاي استسقاي باران ديده اند
  • گرم گاهي کآفتاب استاده در قلب اسد
    سنگ و ريگ ثعلبيه بيد و ريحان ديده اند
  • پس به عهد مستضي امسال ديدم در تموز
    کز تيمم گاه صد نيلوفرستان ديده اند
  • در ميان سنگلاخ مسلخ و عمره ز شوق
    خار و حنظل گل شکرهاي صفاهان ديده اند
  • از نشاط کعبه در شير ز قوم احراميان
    شيره بستان قرين شير پستان ديده اند
  • شير زدگان اميد و سينه رنجوران عشق
    در زقومش هم دو پستان هم سپستان ديده اند