نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان خاقاني
سلطان نيکواني و بيداد مي کني
مي کن که دست شحنه به تو
در
نمي شود
کردم هزار يارب و
در
تو اثر نکرد
يارب مگر سعادت ياور نمي شود
نيست اميدم که
در
راه دلم
شحنه اميد را کاري رسد
نيستم ممکن که
در
باغ جهان
دست من بر شاخ گلناري رسد
از تو پرسم
در
چنين غم مرد را
جان رسد بر لب؟ بگو آري رسد
تا عشق بود عقل روا نيست که مردان
در
مملکت عاشقي انباز نخواهند
آنان که چو من بي پر و پروانه عشقند
جز
در
حرم جانان پرواز نخواهند
در
مذهب عشاق چنان است شريعت
کان را که بکشتند ديت باز نخواهند
در
کتم عدم هنوز موقوف است
آن سينه که سوزش تو را شايد
با دستان غم تو مي سازم
گر ناز تو زخمه
در
نيفزايد
مکن هيچ تقصير
در
کشتن من
که کار عزيزان خطر برنتابد
به کامت ز تنگي سخن
در
نگنجد
ميان تو جان را کمر برنتابد
در
جفا هم جنس عالم بود ليک
آنچه او کرد از جفا، عالم نکرد
خار غم
در
راه خاقاني نهاد
وز پي برداشتن قد خم نکرد
من
در
غم تو عقيق مي گريم
دانم که عقيق تو شکر خندد
مايه من کيمياي عشق توست
مايه
در
وجه زيان نتوان نهاد
دست دست توست و جان ماواي تو
پاي صورت
در
ميان نتوان نهاد
به ديداري قناعت کردم از دور
که تو ماهي و مه
در
برنيايد
اگر روزم فرو شد
در
غم تو
فرو شو گو قيامت برنيايد
نيست
در
حضرت زلف تو مرا باک رقيب
خاصه خلوت شه طاعت دربان نبرد
وين طرفه که
در
هواي وصلت
آن مرغ پرد که پر ندارد
در
درد توام، تو فارغ از من
کس دردي ازين بتر ندارد
نامزد نيکوئي بر
در
ايوان توست
نامزد خرمي چشم نژند تو باد
دل بي نسيم وصلت تنها چه خاک بيزد
جان
در
شکنج زلفت پنهان چه کار دارد
تا پرده گشت مويت
در
پرده رفت رويت
روز جهان فرو شد راز نهان برآمد
صفحه قبل
1
...
2029
2030
2031
2032
2033
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن