167906 مورد در 0.16 ثانیه یافت شد.

ديوان بيدل دهلوي

  • سعي فطرت نارسا و عرصه تحقيق تنگ
    در کمان جوئيد تير برنشان انداخته
  • شوق مشتاقان چرا در ديده مژگان نشکند
    ميکشد ياد خطت مسطر بچشم آينه
  • همه امشب مهيا تو در انتظار فردا
    نکني که نقش و همت زامل کجانشسته
  • فلک نقش نام که خواهد نشاندن
    باين خاتم صد نگين در ميانه
  • چو غنچه ئي که شود خشک بر سر شاخي
    در آستين اميدم کف دعاست گره
  • چسان بعرض رسد حرف مدعا (بيدل)
    که ناله در نفس ناتوان ماست گره
  • بر شعله تا چند نازيدن کاه
    در دولت تيز مرکيست ناگاه
  • اي ناله خاموش در خانه کس نيست
    يکحرف گفتيم افسانه کوتاه
  • در هواي شستزلفت خاک بر سر کرده اند
    ماهيان جوهر اندر چشمه سار آينه
  • دام جوهر نسخه طاوس دارد در بغل
    اينقدر رنگي که شد يارب شکار آينه
  • بيخودي ساغر کش کيفيت ديدار کيست
    در شکست رنگ مي بينم بهار آينه
  • تا بتمثالي رسد زين جلوهاي بي ثبات
    رفت در تشويش صيقل روزگار آينه
  • زين تماشاها صفاي دل بغارت ميرود
    يک تأمل آب در چشم از غبار آينه
  • غافل از تير حوادث چند خواهي زيستن
    عکس ايمن نيست اينجا در حصار آينه
  • گر از ساز بسمل اثر برده باشي
    طپش نيست در نبض دل بي ترانه
  • ميرود خلقي بکام اژدر از افسون جاه
    شمع را سر تا قدم در ميکشد آخر کلاه
  • عالمي در انتظار جلوه ات فرسوده است
    جوهر آينه هم ميريزد از ديوار کاه
  • نيست غافل معني آسايش از بيطاقتان
    در کمين کاروان خفته است منزل سر براه
  • جوهر آينه ئي در گرد پيغامم گسست
    ناله من ميرود جائي که ميگردد نگاه
  • گرسلامت خواهي از ساز تظلم دم مزن
    دادرس در عهد ما سنگست و مينا دادخواه
  • گل زخم ناوک او چقدر بهار دارد
    که چو حلقه بر در دل همه دلگشا نشسته
  • بوي وصلي هست در رنگ بهار آينه
    ميگدازم دل که گردم آبيار آينه
  • غفلت دل پرده ساز تغافلهاي اوست
    جلوه خوابيده است يکسر در غبار آينه
  • در مراد آب و رنگ از ما تحير ميخرند
    بر کفدستست جنس اعتبار آينه
  • در تماشاي توام رنگ اثر باختن است
    همچو چشمم همه تن گرد تگ و تاز نگاه