167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • هر چه در آن کاغذ نبشته بود بديشان مي داد. شکر آن را که دنيا از ...
  • ... بگشادند و شيخ را در خرآس بستند. شبانگاه يک درم بدادند. نان و ...
  • ... خورد، هفت اندام وي در معصيت افتد. اگر خواهد و اگر نه، ناچار ...
  • ... حرام است بر دلي که در او چيزي بود که خداي - تعالي - راضي نبود ...
  • ... : اقتدا به رسول در اخلاق و افعال و خوردن حلال و اخلاص در همه ...
  • ... عزيزترين عطاها در عزيزترين مکانها نهند، و اگر در عالم مکاني ...
  • ... پر شود از فکر، و در قرب خداي - عزوجل - منقطع گردد از بشر، ...
  • ... او بسيار است و در فتوت و تقوي آيتي (بود) و عظيم لطفي و قربي ...
  • ... چند گاه بيامد و در خانه پدر بکوفت. گفتند: «کي است؟». گفت: ...
  • لاجرم در تجريد همتا نداشت و آن قوت تجريد او بود که بعد از وفات ...
  • و در اول سقط فروشي کردي. يک روز بازار بغداد بسوخت. او را گفتند: ...
  • او در خلوتي بود. آواز داد که: کي است؟ گفتم که: آشناست! گفت: اگر ...
  • ... و پاره يي گليم در بر وي انداخت و زنبيل در دست او نهاد و گفت: ...
  • ... «سرمايه عبادت زهد است در دنيا و سرمايه فتوت رغبت کردن است در ...
  • ... «هر که بيارايد در چشم خلق آنچه در او نبود، بيفتد از ذکر حق ». و ...
  • و در مناجات گفته است: «الهي! عظمت تو مرا باز بريد از مناجات تو، ...
  • ... که نفسي آفريند در زندگاني منافق و از پس مرگ منافق. نه بدين جهان ...
  • ... پس گفت: «درويشي در ماه رمضان توانگري را به خانه برد و در خانه ...
  • ... که خرمن جاه، مرا در برابر دانه تو کاه شد». احمد گفت: «ياران را ...
  • احمد در آن حالت در مناجات آمد. گفت: «الهي! مرا مي بري و گرو ...
  • ... برويد تا فردا که در بهشت قرار گيرد و بر سرير ممکلت نشيند. و آن ...
  • ... پير را خدمت کردم. در ميان ايشان بزرگتر از چهار تن نبود. اول ...
  • ... است که هرگز وي را در طاعت سآمت نبود و بر وي کبيره يي نرفت، و در ...
  • ... که هواي نفس ما در کمين گاه مکر خود نشسته است که اگر يک لحظه ...
  • ... خداي - عزوجل - در همه چيزها و بي نياز بودن بدو از همه چيزها، و ...
  • ... دعا ياددار. و يا در زندگاني که با او کني حاجت آيد به مدارا کردن ...
  • ... بازهوش نيايد مگر در ميان لشکر خدا، روز قيامت، در حسرت وندامت ». ...
  • و گفت: «در دنيا انديشه است و غم، و در آخرت عذاب است و عقاب. پس ...
  • پس در سخن آمد. روز اول هفت جنازه از مجلس او برداشتند. پس در ...
  • ... العباء». يافتم در قبا آنچه در گليم مي طلبيدم. ...
  • ... آفتاب نهاني، آن در ظلمت آب زندگاني، آن شاه باز کونين، قطب وقت ...
  • ... لطف کني؟». گفت: «در آن ساعت که آن دختر صاحب جمال خود را در پيش ...
  • ... اعلي عليين است، که در راه حق چندان قدم بايد زد که اگر دست رد بر ...
  • در آمد و سلام کرد و بنشست. شيخ يوسف در سخن آمد و چندان سخن عالي ...
  • ... ابوعثمان چون اين بشنيد در پاي شيخ افتاد، و دانست که هر که به ...
  • ... وقت (ما)خوش شد، در خاطرم آمد که: کاشکي گوسفندي بودي تا بريان ...
  • ... «نمي دانيد که مراد در کنار نهادن از در بيرون کردن است؟ اگر خداي ...
  • ... آمدم. ابوحفص پنهان در گوشه يي بنشست. چون مجلس به آخر آمد، سايلي ...
  • ... ام؟» گفت: «دوش در مناجات اين در خاطرم بگذشت که مدتي است تا ...
  • ... فرومانده. خواست که در حق ايشان انعامي کند. گرم گشت و حالتي در ...
  • ... قصاريان خوانند و در تقوي چنان بود که شبي بر بالين دوستي بود در ...
  • ... فايده يي ندهد و در دلها اثر نکند و سخني که در دلها مؤثر نبود، ...
  • ... بار دگر گفتن و در وي تدبير آن نبود که: بعد از اين چه خواهم گفت؟ ...
  • و گفت: «هر که در سيرت هاي سلف نظر کند، تقصير خود بداند و باز پس ...
  • ... است که بد آنچه در دست توست ساکن دل تر نباشي از آنچه در ضمان ...
  • ... گفت: «سلامت نفس در مخالفت اوست و بلاء تن در متابعت اوست ». ...
  • ... جاسوس دلهااند. در دلهاي شما روند و بيرون آيند». گفت: «نشان رجا ...
  • ... غواص درياي دين، آن در درياي يقين، آن قطب مکنت، آن رکن سنت، آن ...
  • ... به عالم رسيد و در هرچه او را امتحان کردند، هزار چندان آمد، و در ...
  • ... شمع مي رود تا نه در مغاک شبهت افتد و نه در ظلمت بدعت ». ...
  • و گفت: «شيخ ما در اصول و فروع و بلا کشيدن، اميرالمؤمنين علي ...
  • ... آتش لباس ساختمي و در پوشيدمي. لکن هر ساعت در باطن ندا مي کنند ...
  • ... . سري را ديد بر در ايستاده. گفت: «در بند آن بودي که ديگران تو را ...
  • گفت: «در حديث يافتم که رسول - عليه الصلوة والسلام - فرموده است ...
  • ... دو حال: ملازمت در طلب، يا ملازمت در يافت حال؟». ...
  • ... ترين مقامي است در معرفت، و علم و معرفت را در اين وقت مقامي نبود ...
  • ... حديث خداي آمد، همه در باقي شد». مرا بنشاند و بوسه بر سرم مي داد ...
  • ... خراسان ». و گفت: « در اين راه قاطعان بسيارند و در راه سه گونه ...
  • ... معامله يي (که) در آخر با بندگان خواهد کرد، به اندازه آن بود که ...
  • و گفت: «دنيا در دل مريدان تلخ تر از صبر است. چون معرفت به دل ...
  • چنان که، جواني در ميان اصحاب جنيد افتاد و چند روز سر بر نياورد ...
  • ... است. چون اين محيط در آن محيط فرو شود، شرک نماند وتا تو خداي ...
  • ... تا علم توحيد را در نوشته اند و مردمان در حواشي آن سخن مي گويند» ...
  • و گفت: «اهل انس در خلوت و مناجات چيزها گويند که نزديک عام کفر ...
  • ... «اخلاص فريضه است در هرچه فريضه بود چون نماز و غير آن و نماز که ...
  • ... خود دست نداد و در صحو رفت و تصانيف لطيف دارد در اين طريق و ...
  • ... کاغذي نوشته بود و در زير سجاده نهاده بود وبه طهارت رفته. در ...
  • ... نه چنان است. چون در وي مي نگرم، گويم از رسيدگان است، و چون در ...
  • ... درنده شبانان روي در من نهادند. چون نزديک من آمدند. من روي به ...
  • ... او و ميان ايشان در آينده بود؛ و احتمال نکند که ايشان را در هيچ ...
  • ... گوييم: رسيد، اما در خور خويش، چنان که همه را حق - تعالي - متجلي ...
  • ... که اين نفسي چند در کار اين برادران کنم تا عمر نيز ايثار کرده ...
  • ... «نوري درخشان ديدم در غيب، پيوسته در وي نظر مي کردم تا وقتي که من ...
  • ... دارد، تا من نيز در خروش آيم و اگر داني که رضا به تسليم شو تا ...
  • ... که گفت: يک روز در آبي غسل مي کردم. دزدي جامه من ببرد. هنوز از ...
  • ... به صحرا افتاد، در نيستاني نو دروده. و چرخ مي رد و آن ني در پاي ...
  • ... «تا هر انديشه که در خاطر تو گذرد ما در آن يار تو باشيم ». ...
  • ... است که خداوند مرا در (هر) حال که داشته است، کاره نبوده ام ». و ...
  • ... براندم، يک ذره تغير در تو پديد نيامد». ابوعثمان گفت: «اين سهل ...
  • ... فرمايد، نور آن در آخر عمر در دل او باز ديد آيد ونفع آن بدو رسد؛ ...
  • ... است که فاني شوي در ولاء او از هواي خود، و در وفاء او از جفاي ...
  • نقل است که در آخر عمر خود را در ميان دنياداران پنهان کرد و معتمد ...
  • ... برهان اهل توحيد، و در فنون علم آيتي بود و در اصول و فروع مفتي. ...
  • ... کس را پيش از وي در اسرار تنزيل و معاني و تأويل آن و علم بيان و ...
  • ... اينجا حرفي بگويم: در عتاب سر از سوي بنده مي افتد که حق - تعالي ...
  • ... سرشته اند مي رود در ميدان مخالفت، و بنده به جهد او را باز مي ...
  • ... نفس آن بود که اگر در آن هيبت نفس زند. هلاک شود. کما قال -عليه ...
  • ... که بيند که آنچه در وقت به من رسيد مرا در ازل اين اختيار کرده ...
  • وزير در خشم شد. فرمود تا موزه از پايش بکشيدند و بر سرش مي زدند ...
  • ... زبان او براند و او در ميان نه. و مرا چنان مي نمايد که: ابن عطا ...
  • ... تو آمده ام. پس در خواب شدم. پيغمبر را -عليه السلام - ديدم که ...
  • ... قدوه اصفيا. آن در دام مرغ سابق آن در شام صبح صادق، آن فاني به ...
  • ... چيزي که هيچ کس را در دفع آن حيلتي نيست و در وقت فرو آمدن آن ...
  • ... است: درنگ کردن در متشابهات، و بيرون آمدن از شبهات و تفتيش کردن ...
  • ... متحير (تر) بود در خداي، تعالي ». و گفت: «عارف به حق نرسد مگر دل ...
  • ... محبت بازي اند و در (هر) محلي که طالب را شناسند زوال بدآن روا ...
  • نقل است که يک روز در محبت سخن مي گفت. مرغي از هوا فرو آمد و بر ...
  • يعني: مرا جز در تو نصيب نيست (و) دلم به غير تومايل نيست. مرا به ...
  • ... گاه برآمد، روزي در گورستان نشسته بود و زار مي گريست که: «من ...
  • ... خواهي، کمر خدمت او در بند» - و آن زاهد ننگ داشتي از جواب سلام ...