167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان انوري

  • لازم دست چو درياي تو زان شد
    کلک آبستن به در شاهوارت
  • در درون پره افتد از برون ني
    شيرو و گاو آسمان روز شکارت
  • روز هيجا کاسمان سيارگان را
    در تتق يابد ز گرد کارزارت
  • رخنه در کوه افکند که؟ کر و فرت
    لرزه بر چرخ افکند چه؟ گيرودارت
  • بر فلک دوزد به طنازي در آن دم
    حکم بدرابيلک گردون گذارت
  • بسکه بر سيمرغ و رستم بذله گفتي
    گر بديدي در مصاف اسفنديارت
  • اصل ماتم تيغ هندي در يمينت
    اصل شادي جام باده بر يسارت
  • هزار نقش برآرد زمانه و نبود
    يکي چنانکه در آيينه تصور ماست
  • تفاوتي که درين نقشها همي بيني
    ز خامه ايست که در دردست جنبش آباست
  • چو در ولايت طبعيم ازو گريزي نيست
    که بر طباع و مواليد والي والاست
  • عصاست پايم و در شرط آفرينش خلق
    شنيده اي که کسي را به جاي پاي عصاست
  • خدايگان وزيران مشرق و مغرب
    که در وزارت صاحب شريعت وزراست
  • در آن رياض که طوبي نمود سايه به خلق
    چه جاي غمزه بيد وکرشمهاي گياست
  • در آن مصاف که خيل ملائکه صف زد
    چه حد خنجر هندي و نيزه بطحاست
  • عيار قدر تو آن اوجها که بر گردون
    عيال دست تو آن موجها که در درياست
  • اگر فنا در هستي به گل براندايد
    ترا چه باک نه ذات تو مستعد فناست
  • سؤالکيست در اين حالتم به غايت لطف
    گمان بنده چنانست کان نه نازيباست
  • سرم به ظل عنايت بپوش بس باشد
    که عمرهاست که در تف آفتاب عناست
  • وانکه باقي به مدد دادن جاهش بودي
    نعمت و ايمني امروز نه در حال بقاست
  • آفريده چکند گر نکشد بار قضا
    کافرينش همه در سلسله بند قضاست
  • تا به خاک اندر آرام نگيري که سپهر
    همچنان در طلب خدمت تو ناپرواست
  • ياربش در کنف لطف خدايي خوددار
    کان چنان لطفي کان درخور آنست تراست
  • دختر رز که تو بر طارم تاکش ديدي
    مدني شد که بر آونگ سرش در کنبست
  • لمعه در سکنه کانون شده بر خود پيچان
    افعي کاه ربا پيکر مرجان عصبست
  • دود حلقه شده بر سطح هوا خم در خم
    سطرهاييست که مکتوب بنان لهبست