167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

کشکول شيخ بهايي

  • لذت ديوانگي در سنگ طفلان خوردن است
    حيف از آن اوقات مجنون را که در هامون گذشت
  • چرا که هر بلائي در راه خرسندي ايشان مرا غنيمتي است و هر رنجي در ...
  • نيابي خار و خاشاکي در اين ره چون به فراشي
    کمر بست و به فرق استاد در حرف شهادت لا
  • در حديث آمده است که: هر گاه هديه از در وارد شود، امانت داري از ...
  • تهيدستي، در ميهن خويش نيز بيگانه است. مال اما در غربت نيز گوئي ...
  • ... مردمان اين زمان در چه چيز با حيوانات متفاوت اند؟ گفت: در بيشي ...
  • شب دراز و دل جمع و پاسبان در خواب
    چه سجده ها که بر آن خاک در توان کردن
  • بي حجابانه درآ از در کاشانه ي ما
    که کسي نيست بجز درد تو در خانه ي ما
  • ابوعيناء را پرسيدند: در چه حالي؟ گفت: در آن دردم که مردم آرزومند ...
  • . . . يکي در روزگار کودکي، پرهيزگارتر از ايام پيري بود. و خود ...
  • در اشارات سخنان خوش زير، اشعاري به سر وحدت و ظهورش در مظاهر کثرت ...
  • زهجر و وصل تو در حيرتم چه چاره کنم
    نه در برابر چشمي نه غايب از نظري
  • کاروان رفت و تو در خواب و کمينگه در پيش
    وه که بس بيخبر از غلغل بانگ جرسي
  • در عشق تو حالتيش باشد که در آن
    هم با تو و هم بي تو قرارش نبود
  • اي خوش آن طالب ديدار که در راه طلب
    شوق در گوش دلش گفت که دلدار کجاست
  • در اين سنگ و در اين گل مرد فرهنگ
    نه گل بر گل نهد ني سنگ بر سنگ
  • تنم گداخته شد در عنا چو موم از فکر
    که آتش از چه فتاده است در دل فولاد
  • در دير پيش کافري دل در گرو مانده مرا
    زاهد من بيچاره را سوي مصلي مي برد
  • ما را نباشد در جهان غير از دل پرغصه اي
    در حيرتم زان بيخرد کو رشک بر ما مي برد
  • تو نام نيک حاصل کن در اين بازار اي زاهد
    که در کوئي که ما هستيم، نام نيک بدنامي است
  • در استيعاب آمده است که ام حبيبه همسر رسول خدا(ص) در خانه ي ...
  • نيست دل آن دل که در او داغ نيست
    لاله ي بي داغ در اين باغ نيست
  • قصد جان است طمع در لب جانان کردن
    تو مرا بين که در اين کار به جان مي کوشم
  • چنان ناچيز شو در خود که گر در آينه بيني
    نيابي عکس خود با آن که بزدائي فراوانش
  • ... را آمرزد که آنچه در کف دارد، رها کند و آنچه در دو فک دارد، ...