167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

هفت اورنگ جامي

  • عشق تو اي نگار فرزانه
    در دلم کرد آنچنان خانه
  • گه بري بر در خراباتم
    گه شوي قبله مناجاتم
  • ديد در زير عرش حيراني
    از دو عالم فشانده داماني
  • چون درآمد چه ديد درويشي
    در ره عاشقي وفا کيشي
  • از صف صوفيان سبک سيري
    در سياحت گذشت بر ديري
  • ديد آنجا يکي ز رهبانان
    ليک در کسوت مسلمانان
  • گفت در دير ما گرفت مقام
    نوجواني ز زمره اسلام
  • بود آنجا مصوري قادر
    در ميان مصوران نادر
  • ناگهانش فکند لغزش پاي
    از لب بام در ميان سراي
  • رو در آن قبله دعا آورد
    ادب بندگي بجا آورد
  • گام زد در ره پريشاني
    داد رخت خرد به حيراني
  • چيست اين ناله کيست نالنده
    باز در خامشي سگالنده
  • کردمي غور در نظاره گري
    دست بگشادمي به چاره گري
  • گه در او عجز و خواري عاشق
    قصه خاکساري عاشق
  • جبهه رخشنده در ميان ظلام
    همچو پر نور آبگينه شام
  • گرد لبهاش خط زنگاري
    طوطي غرقه در شکر خواري
  • کيست از دوستان و غمخواران
    در طريق وفا هواداران
  • که مرا در فراق آن دلدار
    ديده عاريت دهد خونبار
  • چون کند وعده در وفا کوشد
    وز جفاي زمانه نخروشد
  • قوم انصار پاکدينانند
    در زمان و زمين امينانند
  • چون عيينه هجوم ايشان ديد
    غيرت عاشقي در او جنبيد
  • ترک هجرانسراي فاني کرد
    روي در وصل جاوداني کرد
  • در ته خاک غرق خونابه
    تا قيامت شدند همخوابه
  • تاجري مي گذشت در بغداد
    رهگذارش به خان برده فتاد
  • صد خريدار پيشش استاده
    بيع او در مزاد افتاده