167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

هفت پيکر نظامي

  • در نمودار زيچ و اصطرلاب
    درکشيدي ز روي غيب نقاب
  • در نظرگاه راست اندازي
    يغلقش را به موي شد بازي
  • در يمن هر کجا سخن راندند
    همه نجم اليمانيش خواندند
  • چون عرب زخمي آنچنان ديدند
    در عجم شاهيش پسنديدند
  • آخرالامر ماديان گوري
    آمد افکند در جهان شوري
  • آتشي کرده با گياخويشي
    گلرخي در پلاس درويشي
  • دهني چون دهانه غاري
    جز هلاکش نه در جهان کاري
  • در کمان سپيد توز نهاد
    بر سياه اژدها کمين گشاد
  • او در آن لعبتان شکر خنده
    وانهمه پيش او پرستنده
  • شاه بهرام کين فسانه بخواند
    در فسون فلک شگفت بماند
  • در مداراي مرد کار کند
    هرچه او را اميدوار کند
  • زان عنايت که بود در سفرش
    ياد نامد ولايت پدرش
  • از جنايت کشيدن پدرش
    ديده کس نديد در هنرش
  • در دل سختشان نخواهم ديد
    نرمي آرم که نرميست کليد
  • گرچه در شيوه گهر سفتن
    شرط من نيست گفته واگفتن
  • داد نعمان منذرش ياري
    در طلب کردن جهانداري
  • هر يکي در نورد خود شيري
    قايم کشوري به شمشيري
  • نامداران و موبدان سپاه
    همه گرد آمدند بر در شاه
  • کاتب نامه سخن پرداز
    در سخن داد شرح حال دراز
  • کردگار بلندي و پستي
    نيستي يافته به در هستي
  • همه را در نگارخانه جود
    قدرت اوست نقشبند وجود
  • در تمناي هيچ پيوندي
    نيست بيرون ازو خداوندي
  • اين مثل در فسانه سخت نکوست
    کارزو دشمنست عالم دوست
  • گاهم اندوه دوستان پيشه
    گاهي از دشمنان در انديشه
  • نگذارم به هيچ تدبيري
    در کفاف تو هيچ تقصيري