167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • نور عشاق شمس تبريزي
    نور در ديده شمس وار نهاد
  • چون حقيقت نهفته در خمشيست
    ترک گفت مجاز بايد کرد
  • شکرينست يار حلوايي
    مشت حلوا در اين دهانم کرد
  • چون زبانم گرفت خون ريزي
    همچو شمشير در ميانم کرد
  • بدود شاه جان به استقبال
    چونک عشاق در سفر ميرند
  • عاشقاني که جان يک دگرند
    همه در عشق همدگر ميرند
  • عاشقان جانب فلک پرند
    منکران در تک سقر ميرند
  • صوفيان در دمي دو عيد کنند
    عنکبوتان مگس قديد کنند
  • کيمياي سعادت همه اند
    در همه فعل خود بديد کنند
  • کيميايي کنند همه افلاک
    ليک در مدتي مديد کنند
  • در صفاي مي نهان ديديم
    که شما چون کدوي رنگينيد
  • تبريزي شويد اگر در عشق
    بنده شمس ملت و دينيد
  • ز انتظار رسول تيغ علي
    در غزا خويش ذوالفقار کند
  • اين نشان بدايت عشق است
    هيچ کس در نهايتش نرسيد
  • در صفاي مي شهان ديديم
    که شما چون کدوي رنگينيد
  • تبريزي شويد اگر در عشق
    بنده شمس ملت و دينيد
  • خوش بنگر در همه خورشيدوار
    تا بگذارند که افسرده اند
  • چادر افکنده عروسان روح
    در طلب شاه جهان آمدند
  • مرا غير تماشاي جمالت
    مبادا در دو عالم کار ديگر
  • خداوند خداوندان اسرار
    زهي خورشيد در خورشيد انوار
  • صد بار بگفتمت نگهدار
    در خشم و ستيزه پا ميفشار
  • در سايه ات اي درخت طوبي
    ما راست سعادت مکرر
  • شکر گفتم قدح نگفتم
    در نقل بود نبيذ مضمر
  • در وقت سماع صوفيان را
    از عرش رسد خروش ديگر
  • اندرآ در باغ بي پايان دل
    ميوه شيرين بسيارش نگر