167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • در صف معراجيان گر بيستي
    چون براقت بر کشاند نيستي
  • هست در چاه انعکاسات نظر
    کمترين آنک نمايد سنگ زر
  • ظاهرت از تيرگي افغان کنان
    باطن تو گلستان در گلستان
  • عارفان روترش چون خارپشت
    عيش پنهان کرده در خار درشت
  • شسته در باطن ميان گلستان
    ظاهر آحادي ميان دوستان
  • اي سليمان مسجد اقصي بساز
    لشکر بلقيس آمد در نماز
  • بلک جمله ماهيان در موجها
    جمله پرندگان بر اوجها
  • بس انامل رشک استادان شده
    در صناعت عاقبت لرزان شده
  • در زمين حق زراعت کردني
    تخمهاي پاک آنگه دخل ني
  • آن هليله پروريده در شکر
    چاشني تلخيش نبود دگر
  • هر که باشد همنشين دوستان
    هست در گلخن ميان بوستان
  • هست منهاج و نهان در مکمنست
    يافتش رهن گزافه جستنست
  • گفت يارا در درونم حجتيست
    بر حدوث آسمانم آيتيست
  • بحث املاک زمين با کبريا
    در خليفه کردن باباي ما
  • بددلان از بيم جان در کارزار
    کرده اسباب هزيمت اختيار
  • در خلايق روحهاي پاک هست
    روحهاي تيره گلناک هست
  • نقش بندانند در جو فلک
    کارسازانند بهر لي و لک
  • حکمت اظهار تاريخ دراز
    مستيي انداخت در داناي راز
  • منصب تعليم نوع شهوتست
    هر خيال شهوتي در ره بتست
  • گر همي جوييد در بي بها
    ادخلوا الابيات من ابوابها
  • ادخلي تو في عبادي يافتي
    ادخلي في جنتي در بافتي
  • آمده اول به اقليم جماد
    وز جمادي در نباتي اوفتاد
  • موسيا در پيش فرعون زمن
    نرم بايد گفت قولا لينا
  • در مديحت داد معني دادمي
    غير اين منطق لبي بگشادمي
  • خويش جالينوس سازد در دوا
    تا فريبد نفس بيمار ترا