167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مثنوي معنوي

  • هم عيال تو بياسودي اگر
    در ميانه داشتي حجره دگر
  • نيست خفاشک عدو آفتاب
    او عدو خويش آمد در حجاب
  • گفتيي در باطنش درياستي
    جمله دريا گوهر گوياستي
  • چونک اسمعيل در جويش فتاد
    پيش دشنه آبدارش سر نهاد
  • در من آويزيد تا نازان شويد
    گرچه جغدانيد شهبازان شويد
  • بندگان خاص علام الغيوب
    در جهان جان جواسيس القلوب
  • در سجودت کاش رو گردانيي
    معني سبحان ربي دانيي
  • شير مردانند در عالم مدد
    آن زمان کافغان مظلومان رسد
  • مهرباني شد شکار شيرمرد
    در جهان دارو نجويد غير درد
  • ور نخواهي خدمت ابناء جنس
    در دهان اژدهايي همچو خرس
  • هر که خواهد همنشيني خدا
    تا نشيند در حضور اوليا
  • در حديث راست آرام دلست
    راستيها دانه دام دلست
  • اندرين انديشه خوابش در ربود
    مسجد ايشانش پر سرگين نمود
  • گرنه معيوبات باشد در جهان
    تاجران باشند جمله ابلهان
  • آخرين قرنها پيش از قرون
    در حديثست آخرون السابقون
  • هرچه انديشي پذيراي فناست
    آنک در انديشه نايد آن خداست
  • صد هزاران ماهي اللهيي
    سوزن زر در لب هر ماهيي
  • گوسفندان حواست را بران
    در چرا از اخرج المرعي چران
  • چون مناسبهاي افعال خضر
    عقل موسي بود در ديدش کدر
  • آفتابي که بتابد در جهان
    بهر خفاشي کجا گردد نهان
  • در خبر خير الامور اوساطها
    نافع آمد ز اعتدال اخلاطها
  • گفت دانايي براي داستان
    که درختي هست در هندوستان
  • اولا اخوان شدند آن دشمنان
    همچو اعداد عنب در بوستان
  • تا سليمان لسين معنوي
    در نيايد بر نخيزد اين دوي
  • پاي طاووسان ايشان در نظر
    بهتر از طاووس پران دگر