167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان مسعود سعد سلمان

  • بگداخت ز گريه ديدگانم
    در سر باشد فسرده خونم
  • در دولت طاهري زدم چنگ
    زو روشنيي گرفت کارم
  • در دولت او به دولت تو
    از بخت همي اميدوارم
  • در آفتاب دولت او دايم
    مانند چرخ عالي مقدارم
  • کعبه دولت است فتح آثار
    تا بود در مقام ابراهيم
  • در سرآوردش آخر اي عجبي
    پويه اشهب و تگ ادهم
  • بوستان با دوستان خوشتر کنون
    ايخوشا در بوستان با دوستان
  • آن که مهريست در ميانه صدر
    وآنکه بحريست زير پيراهن
  • راد مردان نيک محضر را
    روي در برقع حياست کنون
  • در عقاقير خانه توبه
    نوشداروي صدق خواست کنون
  • اختران سپيد در خنده
    چه نمايي اگر ظلام نه اي
  • از پس يزدان جهان آفرين
    در همه احوال اميد مني
  • در کف همچو ابر بوالقاسم
    تو همي ابر تندبار شوي
  • از براي فروغ خاطر شاه
    معدن در شاهوار شوي
  • فرزند مرا چون برادران
    در هر هنري تربيت کني
  • از ديبا کرده اند سرپوشي
    پر در لگني ميانه سيمابي
  • مهترا از بزرگي آن کردي
    که در آفاق داستان کردي
  • تو چه گويي چنين روا باشد
    در مسلماني و خردمندي
  • در وفا داشتنش جان بدهم
    تا مرا بي وفا نپندارد
  • انديشه مکن به کارها در بسيار
    کانديشه بسيار بپيچاند کار
  • توصيفات مسعود سعد سلمان

  • تازان درآمد از در ميدانش
    چون ماه آسمان يکرانش
  • احول اکحلي و متفقند
    خلق در حسن احول اکحل
  • هزاران گونه مشکل بيش بينم
    در آن زلفين مفتول مسلسل
  • سلطان ملک ارسلان مسعود
    در ملک به کام نيکخواه است
  • بهمن روز اي صنم دلستان
    بنشين با عاشق در بوستان