167906 مورد در 0.17 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • ابر ارديبهشت بستان را
    مخزن در شاهوار کند
  • آنکه در پيش شير شادروانش
    بي روان شير مرغزار بود
  • جام بلور در کفش گويي
    آفتابي ستاره بار بود
  • گفتي نشسته اند در آبگون غراب
    خوبان قندهار ترکان غاتفر
  • محمد شاه غازي کز هراسش
    بگريد طفل در زهدان مادر
  • شهنشاهي که در ذاتش خداوند
    نهان کرد آفرينش را سراسر
  • در اقليمش جهان کاخي مسدس
    به چوگانش فلک گويي مدور
  • نهنگي دمانست در بحر قلزم
    پلنگي ژيانست برکوه بربر
  • تواند داد نهي جازم تو
    تغير در وقوع امر مقدور
  • در حدودش ز ازدحام طرب
    نتوان جز بعون غصه عبور
  • روح پرور هواي او دارد
    اعتدال بهار در باحور
  • نشود بي حصانت دل تو
    فتنه در حصن نيستي محصور
  • عدد مدت مدار سپهر
    نزد عمر تو در شمار کسور
  • گفتي سر زلفين خويش حور
    بگسسته و پيچيده در حرير
  • بر درگه قدرش فلک غلام
    در ربقه حکمش جهان اسير
  • دايم از حاصل نظربازي
    در جنونست گرم بازارش
  • کس نديدست در تمامي عمر
    جز تن ريش وناله زارش
  • وينک از بسکه معصيت کردست
    نيست در دل اميد زنهارش
  • زاده الفت آن سخنور عصر
    کاسمانش ستوده در اخلاق
  • آنکه ماننده سخنور طوس
    خردش برگزيده در افلاق
  • گويي رويت به سنبل زلف
    در سنبله ماه کرده منزل
  • مانند دو کفه ترازو
    در وزن به يکدگر معادل
  • در دشت نضال ليث غالب
    بر دست نوال غيث وابل
  • عاجز شده اند در ممالک
    از حمل نوافلش قوافل
  • الفاظ بديعت از بداعت
    ضرب المثلست در قبايل