167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان فرخي سيستاني

  • گفتگويست در ميان سپاه
    زوگه و بيگه، آشکار و نهان
  • از خداوند خسروان در خواه
    تافرستد ترا به ترکستان
  • در جواني بزرگنامي يافت
    وين عجايب بود ز مرد جوان
  • گويي گنهکاريست کو راهمي
    در پيش خواجه گفت بايد سخن
  • سپه برده اندردل کافرستان
    خطر کرده در روزگار جواني
  • در شادماني گشاده ست بر تو
    که مدحتگر پادشاه جهاني
  • همي تابود در سراي بزرگان
    چو سيمين بتان لعبتان سرايي
  • ديدگانم ابر درافشان شده ست
    زآرزوي لفظ در افشان دوست
  • ديوان فروغي بسطامي

  • بالاي خوشت بلاي جان است
    وقتي که نباشدم در آغوش
  • آسايش جان اهل دل را
    در کشمکش عذاب ديدم
  • تا در کفم آستين ساقيست
    فرش است فلک بر آستانم
  • ديدم ز محبتش فروغي
    چيزي که نبود در گمانم
  • خاک روب در سراي مغان
    خاکسار بتان کج کلهيم
  • ناله تاثيري ندارد در دلت
    يعني از درد محبت غافلي
  • بر درش داني فروغي چيستم
    پادشاهي در لباس سائلي
  • ديوان قاآني

  • گر خدمتي امير بفرمايدت بري
    در نزد اولياي خديو مظفرا
  • آب تيغت آتش کين برفروزد
    بادوش در جان خصم خاکسارت
  • ملکي هست در لباس بشر
    کاين خلايق نه لايق بشرست
  • سايه جز پيروي گزيرش نيست
    هر کجا کافتاب در گذرست
  • آنانکه سفر کنند در دريا
    گويند به بحر کوه بسيارست
  • هر کرا ايزد اختيارکند
    در دو گيتيش بختيار کند
  • در مذاق عدو مهابت او
    شهد را زهر ناگوار کند
  • در صف کينه خنجرت کاري
    با تن خصم نابکار کند
  • آنکه در چشم فتنه انصافش
    اثر برگ کوکنار کند
  • خسروا به که در محامد تو
    فکر قاآني اختصار کند