167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

عشاقنامه عراقي

  • اي ملامت کنان بي حاصل
    سعي کمتر کنيد در باطل
  • دل ديوانه در سر زلفش
    کي به زنجيرها شود عاقل؟
  • هرکه يک بار در همه عمرش
    التفاتي کند، شود مقبل
  • حال بيچارگان باديه را
    برساني بيار در محمل
  • شعر، در عالمي که مردانند
    بازي کودکان همي خوانند
  • در مقامات عاشقان مست آي
    ورنه بنشين و خويشتن مستاي
  • شاهبازان در قفس مانده
    پيش بينان بازپس مانده
  • همچو پروانه ز اشتياق رخش
    خويشتن را فگنده در آتش
  • در کلام خداي مي خواني
    که: «عليک محبت مني »
  • زان مجازش حقيقي بنمود
    قفل غم از در دلش بگشود
  • هرکه با عشق در نياميزد
    زين ميانه به پاي برخيزد
  • از صفاهاي عشق روحاني
    بي خبر در جهان، چو حيواني
  • هر لطافت، که در جمال افزود
    اثر عشق پاکبازان بود
  • ساعتي همچو آرزومندان
    ز اشتياق حبيب در ميدان
  • عاشق مستمند بيچاره
    بود در کوه و دشت آواره
  • در بيابان عشق سرگردان
    همچو مجنون مشوش و عريان
  • آهويي ديد کشته، بخروشيد
    پوست برکند ازو و در پوشيد
  • شاهزاده، چو در رسيد از راه
    کرد گرد شکارگاه نگاه
  • ذره چون آفتاب را بيند
    در هوايش ز رقص ننشيند
  • در دلم نه حلاوت مستي
    تا شود نيستي من هستي
  • در بيابان عشق تو دل ما
    «صار حيران مشرق الاشراق »
  • حسنت آوازه در جهان افکند
    هردلي، کان شنيد، جان افکند
  • در دمش چون او بپرسيدند
    ميل شطرنج باختن ديدند
  • تا در گنج ذات بنمايد
    به کليد صفات بگشايد
  • چون سرماست خاک سودايت
    فرصتي، تا نهيم در پايت