167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان عراقي

  • سوداي محال در دماغم
    افگنده به هرزه هاي و هويي
  • هاي و هوي فتاد در گلزار
    ناله عاشقان زار آمد
  • در خماريم کو لب ساقي؟
    نيم مستيم کو کرشمه يار؟
  • در چنين حال شاهد توحيد
    ننمايد به عاشقان ديدار
  • تا در آيينه معاينه ام
    تافتي عکس نور اين اسرار
  • بر در فيض اين سراپرده
    آفرينش طفيل و خلق عيال
  • نفحات رياض بستانش
    مرده زنده کنند در همه حال
  • در هواي درست او نبود
    هيچ بيمار جز نسيم شمال
  • در نيابند نقش اين خانه
    نقش بندان کارگاه خيال
  • در بستاتين بي نهايت او
    سدرة المنتهي هنوز نهال
  • در هواي درست او نبود
    هيچ بيمار جز نسيم شمال
  • در نيابند نقش اين خانه
    نقشبندان کارگاه خيال
  • بي تکاپوي تو در آن حضرت
    پيک اميد را فرستادم
  • در نوشته سرادق جبروت
    محرم پرده وصال شده
  • با جمال قدم لقاي تو را
    در ملاقات اتصال شده
  • سايه از تاب آفتاب رخت
    در نهان خانه زوال شده
  • عقل در مکتب هدايت تو
    ديو بوده، ملک خصال شده
  • عمر در ناخوشي بسر برده
    عيس بي خوشدلي وبال شده
  • هر وصف که در ضميرم آيد
    چون درنگرم وراي آني
  • در خماريم، کو لب ساقي؟
    نيم مستيم کو کرشمه يار؟
  • غيرتش غير در جهان نگذاشت
    لاجرم عين جمله اشيا شد
  • بي قراري عشق شورانگيز
    شر و شوري فکند در عالم
  • در هر آيينه حسن ديگرگون
    مي نمايد جمال او هردم
  • اي رخت آفتاب عالمتاب
    در فضاي تو کاينات سراب
  • خوش بود در صفاي رخسارش
    آشکارا همه نهان ديدن