167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان عراقي

  • بماندم در بيابان تحير
    نه ره پيدا کنون، نه رهنمايم
  • در خرابات با مي و معشوق
    نفسي عاشقانه بنشستيم
  • چنگ در دامن شعاع زديم
    تا بدان آفتاب پيوستيم
  • بر بوي نظاره جمالت
    ديري است که ما در انتظاريم
  • بنما، که در انتظار رويت
    پيوسته دو چشم باز داريم
  • شب خوش بوديم بي عراقي
    امروز در آرزوي دوشيم
  • شب خوش بوديم بي عراقي
    امروز در آرزوي دوشيم
  • از عراقي چو رو بگردانيم
    روي در روي غمگسار کنيم
  • رخ بازنماي، تا ببينيم
    در بازگشاي، تا درآييم
  • تا فراموشت نگردد غير حق
    در حقيقت نيستي ذاکر، بدان
  • شايد ز در تو باز گردد؟
    نوميد، چنين اميدواري
  • نگارا، کي بود کاميدواري
    بيابد بر در وصل تا باري؟
  • الا قم، واغتنم يوم التلاقي
    و در بالکاس وارفق بالرفاقي
  • در عشق خيال هر جمالي
    پيوسته اسير خال تا کي؟
  • دل اگر در ميانه گم نشدي
    دلبر اندر کنار داشتمي
  • در مذاق همه کس شيريني
    انگبيني؟ شکري؟ سيلاني؟
  • همه در بزم ملوکت خوانند
    قصه اي؟ مثنويي؟ ديواني؟
  • در کوي تو لوليي، گدايي
    آمد به اميد مرحبايي
  • جستم همه جاي را، نديدم
    جز در دل تنگ جايگايي
  • در بحر فراق غرق گشتم
    دستم نگرفت آشنايي
  • در آينه جهان نديدم
    جز عکس رخت جهان نمايي
  • در گلشن عشق تو عراقي
    مرغي است که نيستش نوايي
  • سحرگه بر در راحت سرايي
    گذر کردم شنيدم مرحبايي
  • دل سرگشته حيران ما را
    نشاني در رهي بنما، کجايي؟
  • نمي دانم چو بحر بيکراني
    چرا پيوسته در بند سبويي؟