167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ويس و رامين

  • چرا به فسوس در سرما بميرم
    چرا راه سلامت برنگيرم
  • بخواهي رفتن اي خورشيد تابان
    مرا گمره بماندن در بيابان
  • مرا در کودکي تو پروريدي
    کنونم سر به پروين برکشيدي
  • چو از ديده شاهنشه جدايم
    تو گويي در دهان اژدهايم
  • چو آيد روزگار نوبهاران
    ترا در ره بسي باشند ياران
  • شوم در دشت گردم با شبانان
    نگردم نيز گرد مهربانان
  • چرا در خيرگي چندين نشينم
    چرا بيرون نيايم زين کمينم
  • هميدون گنجهاي شاه گربز
    نهاده بود همواره در آن دز
  • زنان مهتران يکسر برفتند
    همه بيگانگان از در برفتند
  • گروهي نعره بر رويش گشادند
    گروهي در پي او اوفتادند
  • ترا گر هست گوهر روشنايي
    چرا در کار تاريکي نمايي
  • بوم در پادشاهي دادفرماي
    به درويشان ز احسان کام بخشاي
  • چو ابري بود دستش نوبهاري
    همي باريد در شاهواري
  • جهان در دست ويس دلستان بود
    وليکن خاصش آذربايگان بود
  • زبانم گر شکيبايي نمايد
    دلم در ناشکيبايي فزايد
  • ترا من در هنرها آزمودم
    هميشه ز آزموده شاد بودم
  • گهي در دخمه دلبر نشستي
    شبانروز به درد دل گرستي
  • ز عمر خويش در فصل بهارست
    ازيرا همچو اشکوفه ببارست
  • الا تا در جهان باشد زمانه
    زمانه عمر بادت جاودانه
  • ديوان عراقي

  • نديدم در جهان کامي دريغا
    بماندم بي سرانجامي دريغا
  • بيفشاند آستين بر هردو عالم
    قلندوار در ميخانه بنشست
  • ساقي قدحي شراب در دست
    آمد ز شراب خانه سرمست
  • در سايه مجو دل عراقي
    کان ذره به آفتاب پيوست
  • ناخورده دلم شراب وصلت
    از دردي هجر در خمار است
  • آتش سوداش ناگه شعله زد
    در دل غمگين حيرانم گرفت